خرید بک لینک
هیج عابری آخرین عابر نیست...

کسی خواهد آمد .

+ ن.ابراهیمی

من ، گاهی وقتها -و شما یقینا- تمام میشوم.روی نقطه ی صفر می ایستم . صدای نفس هایم را میشنوم و دوباره احیا میشوم . هیچ گاه خود را در آینه دیده اید بعد از اینکه حس بکنید چیزهایی هست که توان گفتنش را برای هییچ کس ندارید . هیچ کس و هیچ کس حس کنید این بار اول است که حرفها تا لب تان جلو آمده اند ،اما توان گفتن ندارید.همان وقت است که قرآن بدست باید شد.شعارگونه حرف می زنم ؟ خب بزنم و این هیچ اهمیتی ندارد .گاهی وسط هق هق ها باید سر گذاشت روی برگه های سفید و سبز رنگ آرام اش. و زاار زد . سخت است بخوانیم و بخوانیم و به گوش ، چیزی نشنویم . به دل اما ؟ هزار بار شاید.باید خواند .نشستن و زار زدنی که بی صدا زدن باشد چه سود دارد جز سر درد و ضعف چشم ؟ بایدخواند ، صدا زد ، صدا زد ، مظلوم و بی پناه شد ، صدا زد ....باید آن وسط ها حتی فریاد زد : خب من اینجا غریب ام!

+ زیارت عاشورا بخوانیم .

برچسب: چهارده معصوم,چهارده معصوم چه کسانی هستند,چهارده روایت قرآن,چهارده هفتگی بارداری,چهارده ساله,چهارده عربی,چهارده ساله ها,چهارده چریک,چهارده هفتگی جنین,زندگینامه چهارده معصوم, نویسنده: سارا اسماعیلی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:08

صفحه بندی